پردهخوانی قصه و تصویر را با هم ترکیب میکند؛ تصاویری داریم که هر کدام یک صحنه از قصه را نشان میدهد؛ راوی تصاویر را جلوی مخاطب میگذارد و قصه را تعریف میکند؛ مخاطب هم میبیند و هم میشنود، و قصه در ذهنش مینشیند.
اسمش پردهخوانی است، اما با آن نقالی سنتی اشتباهش نگیرید؛ نه لباس دارد، نه چوبدستی، نه هایوهوی نمایشی، نه ادبیات سنگین؛ راوی خودش است، با زبان خودش، ساده و سرراست.
مکانش فرقی نمیکند؛ خانه، هیئت، مسجد، مدرسه، موکب؛ برای پنج نفر هم میشود، برای پنجاه نفر هم؛ فقط مخاطب باید تصویر را ببیند و صدایتان را بشنود.
این هم جهاد تبیین است؛ این یک جور جهاد تبیین است، فقط از جنس قصه، نه از جنس استدلال و تحلیل.